معنی ۱neutral · 90%
عمداً بیرحمانه، خشن یا شدید بهگونهای که آسیب ایجاد کند
مثالهای طبیعی
The victim survived a vicious attack outside the station.
قربانی از یک حملهٔ وحشیانه بیرون ایستگاه جان سالم به در برد.
The comments became increasingly vicious as the argument continued.
با ادامهٔ بحث، نظرها بهطور فزایندهای بیرحمانه شدند.
The second confrontation was even more vicious than the first.
رویارویی دوم حتی از اولی هم خشونتآمیزتر بود.
نکتهٔ کاربردی
`vicious` از `unpleasant` یا `aggressive` قویتر است و اغلب بیرحمی یا آسیب شدید را میرساند.
