معنی ۱neutral · 90%
شیوهٔ خاصی برای فکرکردن دربارهٔ یک موضوع یا قضاوت دربارهٔ آن
مثالهای طبیعی
I understand your viewpoint, but I reach a different conclusion.
دیدگاهت را درک میکنم، اما به نتیجهٔ متفاوتی میرسم.
The article examines the issue from several viewpoints.
این مقاله مسئله را از چند دیدگاه بررسی میکند.
Her viewpoint deserves consideration even if we disagree.
دیدگاه او حتی اگر مخالف باشیم، شایستهٔ بررسی است.
نکتهٔ کاربردی
`Viewpoint` بر زاویهای تأکید دارد که فرد از آن یک مسئله را تفسیر میکند و به `point of view` نزدیک است.

