معنی ۱formal · 86%
دارای مزه یا بویی شبیه شراب.
مثالهای طبیعی
The reduction developed a rich, vinous aroma.
سسِ غلیظشده عطر پُرمایهای شبیه شراب پیدا کرد.
Reviewers found the fermented tea surprisingly vinous.
منتقدان طعم چای تخمیرشده را بهشکل غیرمنتظرهای شرابمانند یافتند.
A faint vinous note followed the berry’s sweetness.
پس از شیرینیِ توت، رگهٔ بویاییِ خفیفی شبیه شراب احساس میشد.
نکتهٔ کاربردی
صفتی رسمی در توصیف مزه و بو است و الزاماً نشان نمیدهد که مادهٔ غذایی حاوی شراب است.
