معنی ۱neutral · 88%
نوعی مار زهردار که دندانهای نیش ویژهای برای تزریق زهر دارد.
مثالهای طبیعی
A viper lay curled beside the path.
افعیای کنار مسیر چنبره زده بود.
The viper senses prey before striking.
افعی پیش از حمله، حضور طعمه را تشخیص میدهد.
Several vipers inhabit the dry hillside.
چندین افعی در دامنهٔ خشک تپه زندگی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
برای مارهایی که زهر را با نیش تزریق میکنند واژهٔ venomous دقیقتر است؛ poisonous معمولاً خطر ناشی از بلع یا تماس با ماده را بیان میکند.
