معنی ۱neutral · 90%
مجوز رسمی برای ورود، اقامت یا کار در یک کشور برای هدف یا مدت مشخص
مثالهای طبیعی
You may need a visa before travelling to that country.
ممکن است پیش از سفر به آن کشور به ویزا نیاز داشته باشید.
She applied for a work visa last week.
او هفتهٔ گذشته برای ویزای کار درخواست داد.
His visa expires at the end of November.
ویزای او در پایان نوامبر منقضی میشود.
نکتهٔ کاربردی
`Visa` به مجوز مهاجرتی اشاره دارد، در حالی که گذرنامه سند هویت و سفر است که کشور خودتان صادر میکند.

