visitation
C1اسم/US /vˌɪzɪtˈeɪʃən/ vĭz-ĭt-ĀSH-ən; UK /vˌɪzɪtˈeɪʃən/ vĭz-ĭt-ĀSH-ən/
عیادت، مهاجرت موسمی

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
visitation یعنی عیادت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عیادت، مهاجرت موسمی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.