معنی ۱neutral · 90%
شخصی که برای مدت کوتاهی به دیدن یک فرد یا مکان میرود.
مثالهای طبیعی
We have a visitor at the door.
ما یک بازدیدکننده پشت در داریم.
The museum gets many visitors every day.
موزه هر روز بازدیدکنندگان زیادی دارد.
Our visitor is from France.
بازدیدکنندهٔ ما اهل فرانسه است.
نکتهٔ کاربردی
یک visitor معمولاً برای مدت کوتاهی میماند و سپس میرود.
ترکیبهای رایج
— پذیرایی از افرادی که برای دیدن یک مکان یا شخص میآیند

