مربوط به دیدن یا انتقال اطلاعات با تصویر، نه صرفاً واژهها یا صداها.
مثالهای طبیعی
Visual examples help children understand new words.
مثالهای تصویری به کودکان کمک میکنند واژههای تازه را بفهمند.
The report needs a stronger visual element.
این گزارش به عنصر بصری قویتری نیاز دارد.
The visual effects looked convincing.
جلوههای بصری فیلم باورپذیر به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
Visual برای چیزهایی است که با دیدن دریافت میشوند. Visual aid میتواند عکس، نمودار یا ویدئو باشد؛ audible به شنیدن مربوط است.
