به اعتبار یا کاراییِ چیزی آسیب اساسی رساندن.
مثالهای طبیعی
Biased sampling can vitiate the study’s findings.
نمونهگیریِ سوگیرانه میتواند اعتبار یافتههای پژوهش را مخدوش کند.
The lawyer argued that deception vitiated the agreement.
وکیل استدلال کرد که فریبکاری قرارداد را از اعتبار انداخته است.
One unsupported assumption vitiates an otherwise persuasive argument.
یک فرض بیپشتوانه، استدلالی را که در غیر این صورت قانعکننده است بیاعتبار میکند.
نکتهٔ کاربردی
رسمی است؛ اغلب با consent، agreement، reasoning یا evidence میآید و از خدشهای جدی به اعتبار خبر میدهد.
