معنی ۱neutral · 88%
نظر یا خواستهٔ خود را با صدایی بلند، قاطع و پرشور ابراز کند.
مثالهای طبیعی
Vociferous residents protested the proposed road.
ساکنان با سروصدای فراوان علیه جادهٔ پیشنهادی اعتراض کردند.
The crowd became vociferous after the disputed decision.
پس از تصمیم بحثبرانگیز، جمعیت با صدای بلند واکنش نشان داد.
Officials faced vociferous opposition to the closure.
مسئولان با مخالفتهای پرسروصدایی علیه تعطیلی روبهرو شدند.
نکتهٔ کاربردی
vociferous به ابراز عقیده با صدای بلند و اصرار اشاره دارد و لزوماً به معنی خشونت نیست.
