معنی ۱neutral · 90%
محبوبیت یا مد روز بودن یک سبک، ایده یا فعالیت.
مثالهای طبیعی
Bold wallpaper is back in vogue.
کاغذدیواری با طرحهای جسورانه دوباره مد شده است.
The vogue for handwritten letters has returned among younger readers.
نوشتن نامههای دستنویس دوباره بین خوانندگان جوان رواج پیدا کرده است.
That hairstyle fell out of vogue decades ago.
آن مدل مو دههها پیش از مد افتاد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در عبارتهای in vogue و the vogue for به کار میرود.
