معنی ۱neutral · 95%
صدایی که شخص هنگام صحبت یا آواز خواندن تولید میکند
مثالهای طبیعی
I recognized her voice immediately.
صدای او را فوراً شناختم.
He spoke in a quiet voice.
او با صدای آرام صحبت کرد.
We heard voices outside the room.
بیرون اتاق صداهایی شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی صدای شخص مشخصی منظور است از شکلهای ملکی مانند her voice یا my voice استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— صدایی آرام و کمحجم

