کسی که بهراحتی، فراوان و معمولاً با اطمینان یا شور سخن میگوید.
مثالهای طبیعی
His voluble aunt dominated the reunion with travel stories.
خالهٔ پرحرفش با خاطراتِ سفر، مجلسِ دورهمیِ خانوادگی را در دست گرفت.
Asked about wages, the representative grew remarkably voluble.
وقتی دربارهٔ دستمزدها از نماینده پرسیدند، او بهطرز چشمگیری پُرحرف شد.
Voluble on local history, she rarely discussed her past.
او دربارهٔ تاریخِ محلی مفصل حرف میزد، اما بهندرت از گذشتهٔ خودش میگفت.
نکتهٔ کاربردی
صرفِ مهارت در سخنرانیِ عمومی کافی نیست؛ voluble مقدار و آسانیِ حرفزدن را برجسته میکند.
