معنی ۱neutral · 90%
شخصی که داوطلبانه و بدون دریافت دستمزد کار یا کمک میکند
مثالهای طبیعی
She works as a volunteer at the shelter.
او در پناهگاه بهعنوان داوطلب کار میکند.
We need ten volunteers for the event.
برای این رویداد به ده داوطلب نیاز داریم.
Local volunteers cleaned the park.
داوطلبان محلی پارک را تمیز کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Volunteer` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— داوطلبانه و بدون دستمزد کار کردن

