با زیبایی یا آسایش خود لذت حسیِ فراوان ایجاد میکند.
مثالهای طبیعی
The curtains had a voluptuous softness that impressed guests.
پردهها نرمیِ دلانگیزی داشتند که مهمانان را تحت تأثیر قرار داد.
Voluptuous harmonies filled the small concert hall.
هارمونیهای غنی و دلانگیز سالن کوچک کنسرت را پُر کردند.
The warm water felt almost voluptuous after the cold wind.
پس از باد سرد، آب گرم تقریباً بهشکلی وصفناپذیر لذتبخش بود.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا ادبی است و به لذت حسیِ فراوان اشاره میکند، نه صرفاً گرانقیمتبودن.
