بسیار مشتاقِ خوردن مقدار زیادی غذا باشد.
مثالهای طبیعی
The young wolves had voracious appetites.
گرگهای جوان اشتهایی سیریناپذیر داشتند.
He was voracious after the long mountain trek.
او پس از کوهپیمایی طولانی بهشدت گرسنه و مشتاق خوردن بود.
The puppies became more voracious as they recovered.
تولهسگها همزمان با بهبود حالشان، پرخورتر شدند.
نکتهٔ کاربردی
voracious شدت اشتها را بیان میکند و لزوماً به معنی اضافهوزن یا تغذیهٔ ناسالم نیست.
