معنی ۱neutral · 90%
یک تصمیم رسمی میان نامزدها، گزینهها یا پیشنهادها
مثالهای طبیعی
Each member has one vote.
هر عضو یک رأی دارد.
The proposal passed by a narrow vote.
این پیشنهاد با اختلاف رأی اندکی تصویب شد.
The plan received twenty votes.
این طرح بیست رأی دریافت کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور یک تصمیم رسمی منفرد است، `Vote` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— یک رأی رسمی ثبت کردن

