معنی ۱neutral · 90%
فعالیت یا فرایند انتخاب یا تصمیمگیری با دادن رأی
مثالهای طبیعی
Voting begins at noon and closes at six.
رأیگیری ظهر آغاز میشود و ساعت شش پایان مییابد.
The chair delayed voting on the proposal until Friday.
رئیس جلسه رأیگیری دربارهٔ پیشنهاد را تا جمعه به تعویق انداخت.
Online voting increased participation among members living abroad.
رأیگیری آنلاین مشارکت اعضایی را که خارج از کشور زندگی میکردند افزایش داد.
نکتهٔ کاربردی
`Voting` نام فعالیت یا فرایند کلی است؛ `vote` میتواند به انتخاب یک فرد یا خودِ عمل رأیدادن اشاره کند.
