معنی ۱formal · 90%
پیشکششده یا وقفشده به نشانهٔ نیایش، اعتقاد دینی یا وفای به نذر.
مثالهای طبیعی
The gallery displayed a votive offering from the ancient temple.
نگارخانه پیشکشی نذری از معبد باستانی را به نمایش گذاشت.
Visitors lit votive candles beside the small shrine.
بازدیدکنندگان کنار زیارتگاه کوچک شمعهای نذری روشن کردند.
A votive painting recorded the family’s gratitude for recovery.
یک نقاشی نذری، سپاسگزاریِ خانواده برای بهبودی را ثبت کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر با پیشکش، شمع، لوح و هنر مذهبی میآید؛ هر شمع تزئینیای votive نیست.
