معنی ۱neutral · 85%
برگه یا کد کاغذی یا دیجیتالی که میتوان با آن کالا، خدمت یا تخفیف گرفت
مثالهای طبیعی
My aunt gave me a bookshop voucher.
خالهام یک بن خرید از کتابفروشی به من هدیه داد.
Use this voucher to get ten percent off.
با این کوپن ده درصد تخفیف بگیر.
The airline offered vouchers for future flights.
شرکت هواپیمایی برای پروازهای بعدی اعتبار خرید ارائه کرد.
نکتهٔ کاربردی
Voucher ارزش یا امتیاز خرید میدهد؛ receipt رسیدی است که انجام خرید را ثبت میکند.
