معنی ۱neutral · 90%
قولی جدی و قاطع برای انجام کاری دادن
مثالهای طبیعی
The minister vowed to publish the findings in full.
وزیر متعهد شد یافتهها را بهطور کامل منتشر کند.
She vowed that she would never repeat the mistake.
او با خود عهد کرد که هرگز آن اشتباه را تکرار نکند.
The group vowed further legal action after the ruling.
گروه پس از حکم، وعدهٔ اقدام حقوقی بیشتر داد.
نکتهٔ کاربردی
`vow` از `promise` قویتر و رسمیتر است و اغلب بر عزم جدی دلالت دارد.
