معنی ۱neutral · 85%
وسیلهای چهارچرخ برای حمل بار که گاهی حیوانات آن را میکشند.
مثالهای طبیعی
The farmer loaded hay onto a wagon.
کشاورز علوفه را روی گاری بار زد.
Two horses pulled the wooden wagon uphill.
دو اسب گاری چوبی را در سربالایی میکشیدند.
The kids dragged their red wagon across the yard.
بچهها گاری قرمزشان را در حیاط میکشیدند.
نکتهٔ کاربردی
در بریتانیا wagon در زمینهٔ راهآهن ممکن است به واگن باری اشاره کند؛ این درس دربارهٔ گاریِ جادهای یا کشاورزی است.
