معنی ۱neutral · 85%
قسمت بدن بین دندهها و لگن.
مثالهای طبیعی
This belt is too tight around my waist.
این کمربند دور کمرم خیلی تنگ است.
The tailor measured her waist.
خیاط دور کمر او را اندازه گرفت.
The jacket fits well at the waist.
این کاپشن در قسمت کمر خوب اندازه است.
نکتهٔ کاربردی
Waist به بخشی از بدن اشاره میکند؛ waste با وجود تلفظ یکسان، اسم و فعلی با معنایی دیگر است.
ترکیبهای رایج
— اندازهٔ دور کمر
