معنی ۱neutral · 90%
در جایی ماندن تا کسی برسد یا اتفاقی بیفتد.
مثالهای طبیعی
I am waiting for my friend.
من منتظر دوستم هستم.
She waited for the bus.
او منتظر اتوبوس ماند.
They waited until noon.
آنها تا ظهر منتظر ماندند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی تا رسیدن یک شخص، چیز یا رویداد منتظر میماند، از wait استفاده میشود. پیش از شخص یا چیز از for و پیش از زمان یا رویداد از until استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
wait for someone — منتظر ماندن تا یک نفر برسدwait for a bus — منتظر ماندن تا اتوبوس برسد
اشتباه رایج
I wait my friend.
I wait for my friend.
پیش از شخص یا چیزی که منتظرش هستید، باید از wait for استفاده کنید.
درس کوتاه: منتظر ماندن برای افراد و چیزها
وقتی تا آمدن یک شخص یا چیز منتظر میمانید، از wait for استفاده کنید. وقتی منتظر یک زمان یا رویداد مشخص هستید، از wait until استفاده کنید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.جملهٔ درست را انتخاب کنید.
