معنی ۱neutral · 90%
ساختمان بزرگی که کالاها پیش از فروش، توزیع یا استفاده در آن نگهداری میشوند
مثالهای طبیعی
The warehouse stores spare parts for regional dealerships.
انبار قطعات یدکی نمایندگیهای منطقه را نگهداری میکند.
Goods leave the warehouse within twenty-four hours.
کالاها ظرف بیستوچهار ساعت از انبار خارج میشوند.
The retailer opened a new warehouse near the motorway.
خردهفروش یک انبار جدید نزدیک بزرگراه افتتاح کرد.
نکتهٔ کاربردی
`warehouse` به زیرساخت ذخیرهسازی اشاره دارد، نه یک فروشگاه یا دفتر معمولی.
