با دقت و احتیاط بهدلیل احتمال خطر یا ناخوشایندی.
مثالهای طبیعی
The dog approached the stranger warily.
سگ با احتیاط به غریبه نزدیک شد.
Investors warily examined the unfamiliar contract.
سرمایهگذاران قرارداد ناآشنا را با احتیاط بررسی کردند.
They stepped warily onto the icy bridge.
آنها با احتیاط روی پل یخی قدم گذاشتند.
نکتهٔ کاربردی
warily یعنی محتاطانه و wearily یعنی خستهوار؛ این دو شبیهاند ولی نگرش متفاوتی دارند.
