معنی ۱neutral · 90%
گرمتر شدن یا باعث گرمتر شدن شخص یا چیزی شدن
مثالهای طبیعی
Warm the soup before serving it.
پیش از سرو، سوپ را گرم کن.
The air warmed quickly after sunrise.
هوا پس از طلوع خورشید بهسرعت گرم شد.
The fire warmed the whole room.
آتش تمام اتاق را گرم کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Warm` میتواند هم ایجاد افزایش دما و هم تجربهٔ افزایش دما را بیان کند.
ترکیبهای رایج
— چیزی را گرمتر کردن

