به شیوهای مهربان، دوستانه و خوشامدگو
مثالهای طبیعی
The receptionist welcomed us warmly.
مسئول پذیرش بهگرمی از ما استقبال کرد.
She smiled warmly when she saw her grandson.
وقتی نوهاش را دید، با مهربانی لبخند زد.
The audience applauded the musicians warmly.
تماشاگران با شور و صمیمیت نوازندگان را تشویق کردند.
نکتهٔ کاربردی
Warmly در این معنی شیوهٔ رفتار را توصیف میکند، نه دمای هوا را.
