warmth
C1اسم/US /wɔrmθ/ wôrmth; UK /wɔrmθ/ wôrmth/
گرما، گرمی، گرما گرمی
JadoLearn Dictionary
معنی warmth به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گرما، گرمی، گرما گرمی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حمیت، جانفشانی، غیرت
گرمی، اشتیاق شدید، شور
گرمی، گرما، حرارت دادن
نگاه سوزان کردن، تافتن، تاب آمدن
مودت قلبی، مودت
شوق، اشتیاق، شور و ذوق
تهییج، جنب و جوش، هیجان
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.