میزانی دلپذیر از گرما که احساس راحتی ایجاد میکند
مثالهای طبیعی
We enjoyed the warmth of the afternoon sun.
از گرمای آفتاب بعدازظهر لذت بردیم.
The fire filled the room with warmth.
آتش اتاق را پر از گرما کرد.
This thick coat provides extra warmth.
این کت ضخیم گرمای بیشتری فراهم میکند.
نکتهٔ کاربردی
Warmth به گرمایی مطبوع اشاره دارد؛ heat میتواند گرمای شدید را هم توصیف کند.
