معنی ۱neutral · 89%
فردی که در نبردها میجنگد، بهویژه جنگجویی آموزشدیده در جامعهای سنتی یا تاریخی
مثالهای طبیعی
Each warrior carried a shield and a short spear.
هر جنگجو یک سپر و نیزهای کوتاه حمل میکرد.
The grave belonged to a high-ranking warrior.
این گور متعلق به یک جنگجوی بلندپایه بود.
The warriors defended the settlement throughout the night.
جنگجویان تمام شب از سکونتگاه دفاع کردند.
نکتهٔ کاربردی
`warrior` در بافتهای تاریخی، سنتی، ادبی و استعاری رایج است؛ برای نیروهای مسلح سازمانیافتهٔ مدرن، `soldier` معمولاً دقیقتر است.
