پوشیده از برآمدگیهای کوچک شبیه زگیل یا دارای زگیل.
مثالهای طبیعی
This pumpkin has a rough, warty skin.
پوست این کدو تنبل زبر و پر از برآمدگی است.
The toad looked warty under the torchlight.
وزغ در نور چراغقوه زگیلدار به نظر میرسید.
She showed the doctor a warty growth.
او برآمدگی زگیلمانندی را به پزشک نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
warty هم زگیل واقعی پوست و هم برجستگی طبیعی گیاه و جانور را میرساند و همیشه نشانهٔ بیماری نیست.
