معنی ۱neutral · 90%
تمیز کردن یک شخص، شیء یا سطح با آب و گاهی صابون.
مثالهای طبیعی
Wash your hands before eating.
قبل از غذا خوردن دستهایت را بشوی.
She washes her clothes on Sunday.
او یکشنبه لباسهایش را میشوید.
I wash the cup with water.
من فنجان را با آب میشویم.
نکتهٔ کاربردی
wash زمانی بهکار میرود که در فرایند تمیز کردن از آب استفاده شود. مفعولهای رایج آن شامل دستها، لباسها، ظرفها، ماشین و چیزهای دیگر هستند.
ترکیبهای رایج
— دستها را با آب و معمولاً صابون شستن
