معنی ۱neutral · 95%
یک نوبت مشخص شستن خود یا چیزی با آب
مثالهای طبیعی
I had a quick wash before breakfast.
قبل از صبحانه سریع خودم را شستم.
The car needs a good wash.
خودرو به یک شستوشوی کامل نیاز دارد.
Two washes removed the dirt completely.
دو بار شستوشو کثیفی را کاملاً از بین برد.
نکتهٔ کاربردی
have a wash بهویژه در انگلیسی بریتانیایی برای شستن بدن خود رایج است.
ترکیبهای رایج
— بدن یا صورت خود را شستن

