شخص یا چیزی که بیدلیل و بیش از نیاز، منبعی را مصرف یا تلف میکند.
مثالهای طبیعی
That outdated heater is a serious energy waster.
آن بخاری قدیمی انرژی زیادی را هدر میدهد.
Unplanned meetings can become major time wasters.
جلسههای بدون برنامه ممکن است به اتلافکنندههای بزرگ وقت تبدیل شوند.
The leaking tap turned into a water waster.
شیر آب چکهکنان به عاملی برای هدررفت آب تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بیشتر در ترکیبهایی مانند time-waster و energy-waster به کار میرود تا به صورت waster تنها.
