برای مدتی با دقت به چیزی نگاه کردن، بهویژه چیزی که در حال حرکت یا اتفاق افتادن است.
مثالهای طبیعی
I watch TV every evening.
من هر شب تلویزیون تماشا میکنم.
We watch the football match.
ما مسابقه فوتبال را تماشا میکنیم.
She watches her son play.
او تماشا میکند که پسرش بازی میکند.
نکتهٔ کاربردی
از watch وقتی استفاده میکنیم که کسی برای مدتی به چیزی که ادامه دارد توجه میکند، بهویژه تصاویر متحرک، مسابقات ورزشی یا انجام یک کار. برای چیزهای ثابت معمولاً از look at استفاده میشود.

