دارای آب بیش از اندازه، بهطوری که خوراکی یا نوشیدنی رقیقتر یا کممزهتر از حد انتظار شود
مثالهای طبیعی
The soup tasted watery after we added more stock.
بعد از اینکه آبِ گوشت بیشتری اضافه کردیم، سوپ آبکی شده بود.
I prefer strong coffee, not watery coffee.
قهوهٔ غلیظ را ترجیح میدهم، نه قهوهٔ آبکی.
This sauce is waterier than the one we made yesterday.
این سس از سسی که دیروز درست کردیم آبکیتر است.
نکتهٔ کاربردی
Watery دربارهٔ غذا و نوشیدنیِ بیش از حد رقیق، بار انتقادی دارد و صرفاً به معنی خیس بودن نیست.
