waver
C1اسم/US /wˈeɪvɚ/ WĀV-ər; UK /wˈeɪvɚ/ WĀV-ər/
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
JadoLearn Dictionary
معنی waver به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
متزلزل شدن، تلو تلو خوردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.