ساختهشده از موم باشد.
مثالهای طبیعی
The exhibition included a waxen figure of a sailor.
نمایشگاه شامل پیکرهای مومی از یک ملوان بود.
She arranged waxen flowers beside the candles.
او گلهای مومی را کنار شمعها چید.
A waxen seal cracked in the heat.
مهر مومی در اثر گرما ترک خورد.
نکتهٔ کاربردی
در اشاره به چیزی که واقعاً از موم ساخته شده، در انگلیسی امروز اغلب خودِ wax بهعنوان توصیفکننده سادهتر است.
