شبیه موم در بافت یا ظاهر؛ اغلب صاف، براق یا اندکی چسبناک.
مثالهای طبیعی
The leaves have a shiny, waxy coating.
برگها پوششی براق و مومی دارند.
This crayon feels waxier than the others.
این مدادرنگی از بقیه مومیتر به نظر میرسد.
His skin looked pale and waxy.
پوستش رنگپریده و مومی به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
برگ یا چهرهٔ waxy ممکن است شبیه موم باشد بیآنکه از آن ساخته شده باشد؛ برای پوشش واقعی wax-coated دقیقتر است.
