فاقدِ شجاعت یا ارادهٔ لازم برای دفاع از یک تصمیم یا اصل.
مثالهای طبیعی
Officials issued a weak-kneed response to repeated safety violations.
مسئولان در برابرِ تخلفهای مکررِ ایمنی، واکنشی سست و بیقاطعیت نشان دادند.
Facing shareholders, the chair seemed unexpectedly weak-kneed.
رئیسِ هیئتمدیره هنگامِ روبهروشدن با سهامداران، برخلافِ انتظار سستاراده به نظر میرسید.
Critics accused the board of being weak-kneed over enforcement.
منتقدان هیئتمدیره را به سستی در اجرای مقررات متهم کردند.
نکتهٔ کاربردی
بر کمآوردنِ جرئت دلالت میکند، نه صرفاً پاسخی ملایم یا دیپلماتیک.
