کسی که بهسبب اعتماد کم به قضاوت خود، بهآسانی از دیگران تأثیر میپذیرد.
مثالهای طبیعی
The weak-minded heir followed every suggestion his friends made.
وارث سسترأی به هر پیشنهادی که دوستانش میدادند عمل میکرد.
Calling a colleague weak-minded is unnecessarily insulting.
سسترأی خطاب کردن یک همکار، توهینی بیدلیل است.
He became less weak-minded after learning to challenge bad advice.
پس از آنکه یاد گرفت توصیههای نادرست را زیر سؤال ببرد، کمتر تحت تأثیر دیگران قرار میگرفت.
نکتهٔ کاربردی
این برچسب قضاوتی تند دربارهٔ شخصیت فرد است؛ easily influenced خنثیتر است و نباید آن را برای ناتوانی ذهنی به کار برد.
