معنی ۱neutral · 95%
از نظر جسمی قوی نبودن یا توان و عملکرد کمی داشتن
مثالهای طبیعی
I felt weak after the long walk.
بعد از پیادهروی طولانی احساس ضعف کردم.
The weak signal disappeared inside the building.
سیگنال ضعیف داخل ساختمان قطع شد.
His legs became weak near the end.
نزدیک پایان، پاهای او ضعیف شدند.
نکتهٔ کاربردی
weak میتواند قدرت جسمی کم یا عملکرد ضعیف را توصیف کند، مانند weak signal.

