معنی ۱neutral · 86%
کسی که از نگاه دیگران آنقدر ضعیف است که نمیتواند با دشواریها روبهرو شود.
مثالهای طبیعی
The bullies mocked him as a weakling.
قلدرها او را بهخاطر اینکه آدمی ضعیف و بیعرضه میدانستند مسخره کردند.
I was no weakling, despite my small size.
با وجود جثهٔ کوچکم، آدم ضعیفی نبودم.
They accused her of being a weakling.
آنها او را متهم کردند که آدم ضعیف و بیعرضهای است.
نکتهٔ کاربردی
weakling برچسبی ذهنی و تحقیرکننده است که ممکن است ناعادلانه یا آزاردهنده باشد.
