معنی ۱neutral · 90%
شیئی که برای ایجاد آسیب یا صدمه طراحی شده یا استفاده میشود
مثالهای طبیعی
The museum displays ancient weapons.
موزه سلاحهای باستانی را به نمایش گذاشته است.
Police found a weapon at the scene.
پلیس در محل حادثه یک سلاح پیدا کرد.
Soldiers carried different weapons in that period.
سربازان در آن دوره سلاحهای مختلفی حمل میکردند.
نکتهٔ کاربردی
`Weapon` واژهای عمومی برای اشیایی است که برای ایجاد آسیب یا صدمه استفاده میشوند.
ترکیبهای رایج
— یک سلاح همراه داشتن

