لباس، کفش یا وسیلهای جانبی را روی بدن داشتن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پوشیدن
Deutsch
tragen
Հայերեն
կրել
krel
مثالهای طبیعی
She wears a blue dress.
او یک پیراهن آبی میپوشد.
He wears glasses at work.
او سرِ کار عینک میزند.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /weə/آمریکایی: /wer/
این فعل یکهجایی است و همان هجای تنها با تکیهٔ کامل تلفظ میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پوشیدن
Deutsch
tragen
Հայերեն
կրել
krel
She wears a blue dress.
او یک پیراهن آبی میپوشد.
He wears glasses at work.
او سرِ کار عینک میزند.
I am wearing a black jacket.
من الان یک کت مشکی پوشیدهام.
از wear برای بیان وضعیتِ داشتن لباس، کفش یا وسایل جانبی روی بدن استفاده میکنیم. برای خودِ عمل پوشیدن چیزی از put on استفاده میشود.
I am putting on a jacket every day.
I wear a jacket every day.
برای بیان یک عادت یا وضعیت همیشگی از wear استفاده میکنیم. put on برای خودِ عمل پوشیدن لباس بهکار میرود.
Wear یعنی چیزی را روی بدن داشتن. Put on به عملی اشاره میکند که انجام میدهی تا آن چیز را بپوشی.
جملهٔ درست در زمان گذشته را انتخاب کن.