لباس یا وسیلهٔ زینتیای که برای پوشیدن مناسب و راحت است.
مثالهای طبیعی
The designer made the outfit surprisingly wearable.
طراح لباسی ساخت که برخلاف انتظار کاملاً قابل پوشیدن بود.
This coat is more wearable than the bright one.
این پالتو از آن مدل پررنگ کاربردیتر و پوشیدنیتر است.
Students created wearable dresses from recycled fabric.
دانشآموزان از پارچههای بازیافتی لباسهای قابل پوشیدن ساختند.
نکتهٔ کاربردی
لباس میتواند مد روز اما غیرعملی باشد؛ wearable یعنی واقعاً میتوان آن را راحت پوشید.
