چیزی که بدون آسیب در برابر باران، باد و شرایط آبوهوایی دوام میآورد.
مثالهای طبیعی
We packed the camera in a weatherproof case.
دوربین را در کیف مقاوم در برابر آبوهوا گذاشتیم.
The paint is weatherproof once fully dry.
رنگ پس از خشک شدن کامل در برابر شرایط جوی مقاوم است.
They bought weatherproof boxes for outdoor tools.
برای ابزار بیرون از خانه جعبههای مقاوم در برابر آبوهوا خریدند.
نکتهٔ کاربردی
weatherproof مقاومت کلی در برابر شرایط بیرونی است؛ waterproof مشخصاً جلوی نفوذ آب را میگیرد و لزوماً برای فرو رفتن در آب مناسب نیست.
