معنی ۱neutral · 85%
شیوهٔ درهمرفتن نخها که ساختار خاص یک پارچه را میسازد.
مثالهای طبیعی
This fabric has a loose weave.
بافت این پارچه باز است.
A tighter weave blocks more wind.
بافت متراکمتر جلوی باد بیشتری را میگیرد.
Can you show me the weave of this linen?
میتوانید نوع بافت این پارچهٔ کتانی را به من نشان دهید؟
نکتهٔ کاربردی
a weave ساختار پارچه را توصیف میکند، نه خودِ عمل بافتن را.
ترکیبهای رایج
— بافتی با نخهای درهمرفته و نزدیک به هم
