معنی ۱neutral · 80%
کسی که با استفاده از گرما قطعات فلزی را به هم متصل میکند
مثالهای طبیعی
The welder repaired the broken gate.
جوشکار دروازهٔ شکسته را تعمیر کرد.
Experienced welders inspected every joint.
جوشکاران باتجربه تکتک اتصالها را بررسی کردند.
She qualified as a professional welder.
او بهعنوان جوشکار حرفهای صلاحیت گرفت.
نکتهٔ کاربردی
welder شخصی است که فلز را جوش میدهد، اما welding خودِ کار جوشکاری است.
